محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
469
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
بعد شصت سال و منع فصد قبل از چارده سال مقيد به عدم ضرورت است و الا عند حاجت قوى كه مباشرت آن لازم باشد توان به كار بست . و دريابند كه اول ماه و آخر ماه حجامت منع است ، بهر آن كه در اين ايام اخلاط ساكن مىباشد و به باطن راجع ، چه ، ثابت شده كه ازدياد و كثرت حركة رطوبات عالم به تأثير زيادتى نور قمر است ، پس جهت حجامت ، وسط ماه محمود است ، خاصه در اول نصف ثانى ، كه تاريخ شانزدهم و هفتدهم باشد ، چه ، متحقق گشته كه رطوبات و اخلاط بدن نيز حسب ازدياد نور قمر افزون مىگردند و بالضرور به ظاهر تن مىگرايند و در وسط حقيقى كه چهاردهم است به كمال غلبه مىرسند ، پس متوجه به باطن مىشوند و از آن كه اخلاط صالحه بنا بر لطافت سهل الحركتاند زودتر ميل به باطن مىنمايند و اخلاط فاسده بنا بر غلظت بدان سرعت حركت نمىكنند ، پس ظاهر است كه اگر وضع محاجم در شانزدهم و هفتدهم اتفاق افتد خون فاسد صرف برون آيد و هو المطلوب . انتباه منعى كه در باب حجامت واقع شده كه اول شهر و آخر آن نشايد كرد مختص به حجامت است و فصد را بر آن قياس نتوان كرد ، چه ، در اول شهر و آخر آن اخلاط در باطن مجتمع مىباشند و فصد اخراج دم از باطن نيز مىكند ، به خلاف حجامت ، پس وى منع باشد نه فصد ، غايت آن كه در سابوع اول كه اخلاط شديد التكاثفاند در ابتداى آن ، اگر توقف در فصد اختيارى رود بهتر است و كذا در آخر ماه ، لما ذكر ، چه ، اخراج مادهء غير متكاثفه نسبت به متكاثفه اسهل مىباشد بر طبع البته . و بهترين اوقات بهر حجامت روز است ، در ساعت ثانى ، اگر گرما باشد و در ساعت ثالث ، بل رابع ، اگر سرما بود ، چه ، در اين وقت خون رقّت و لطافت پذيرد و در خروج زود اطاعت مىكند و اگرچه اينوقت در فصد نيز مختار است ، ليكن مراعات آن در حجامت بيشتر از آن است ، لما علمت . و اگر گويند چون در نصف نهار رقّت دم به درجهء اتم مىباشد و اولويّت به حجامت اين را باشد ، گويم : اولويت وقت مذكور نظر به غرض مزبور مسلم است ، ليكن به مانعى ترك يافته و مانع آن است كه اگر حجامت نيمه روز مقرّر سازند غذا قبل از آن مىدهند يا بعد آن ، اگر قبل دهند ظاهر است كه هضم كبدى و عروقى در اين مدت استكمال نمىتواند يافت ، پس وقوع حجامت در اين حالت موجب جذب غذاى غير تام النضج خواهد شد به سوى عضو محجوم و در اين ، خوف آفتها است و يكى از آن آفات ، برص الحجامة است و اگر غذا ندهند هويدا است كه بر فرط خلو باعث ضعف و انصباب مرار به سوى معده خواهد شد . و بدانند كه حجامت بعد حمام منع است ، مگر كسى را كه غليظ الدم بود ، چه ، او را واجب است كه نخست استحمام كند و ساعتى بياسايد پس به حجامت پردازد . فائده اندر احكام جزئيه كه تعلق به اعضا دارد بدانند كه حجامت در مقدم بدن به حس و ذهن ضرر دارد ، چه ، مبدء حس مقدم بدن است ، لهذا اكثر مردم حجامت در اين محل مكروه داشتهاند . و حجامت بر نقره ، خليفهء اكحل و نافع ثقل حاجبين و مجفّف جفن و مفيد جرب العين و بخر فم ، ليكن نسيان مىآرد البته ، لهذا در حديث شريف نيز منع از آن ورود يافته و وجه آن ظاهر است كه مؤخّر